چگونه پروژه طراحی را از مرحله ایده تا اجرا مدیریت کنیم؟
مقدمه
یک پروژه طراحی موفق فقط به داشتن یک ایده خوب یا مهارت بالا در فتوشاپ، Figma یا Illustrator وابسته نیست. ممکن است یک طراح از نظر فنی بسیار حرفهای باشد، اما اگر نتواند زمان پروژه را مدیریت کند، وظایف خود را بهدرستی اولویتبندی کند، بازخورد مشتری را پیگیری کند یا فایلها را منظم تحویل دهد، پروژه در نهایت با تأخیر، دوبارهکاری و نارضایتی همراه شود.
اینجاست که مدیریت پروژه طراحی اهمیت پیدا میکند.
مدیریت پروژه در طراحی یعنی بتوانیم یک پروژه را از لحظهای که ایده شکل میگیرد تا زمان اجرا، تحویل و حتی بررسی نتیجه آن، به شکل منظم پیش ببریم. این موضوع برای یک فریلنسر اهمیت زیادی دارد، اما اگر بهعنوان طراح گرافیک، UI/UX Designer یا Product Designer در یک شرکت کار میکنید، اهمیت آن حتی بیشتر میشود؛ چون معمولاً بخشی از یک تیم هستید و خروجی شما به کار افراد دیگری وابسته است.
در این مقاله از وال دیزاین، مرحلهبهمرحله بررسی میکنیم که چطور پروژه طراحی را مدیریت کنیم، چه تسکهایی نیاز به پیگیری دارند، در یک شرکت چطور روند کار را کنترل کنیم و بعد از تمام شدن طراحی چه کارهایی باید انجام دهیم.
مدیریت پروژه طراحی چیست؟
مدیریت پروژه طراحی مجموعهای از فعالیتها برای برنامهریزی، اجرا، کنترل و تحویل یک پروژه طراحی است. به زبان ساده، مدیریت پروژه به این سؤال پاسخ میدهد:
چه کاری، توسط چه کسی، در چه زمانی، با چه هدفی و با چه خروجیای باید انجام شود؟
فرض کنید قرار است برای یک شرکت، هویت بصری جدید طراحی کنید. پروژه فقط «طراحی لوگو» نیست. احتمالاً مراحل مختلفی دارد:
شناخت برند، تحقیق، ایدهپردازی، طراحی اولیه، انتخاب مسیر، اصلاحات، طراحی نسخه نهایی، آمادهسازی فایلها، طراحی اقلام برند و در نهایت تحویل.
اگر این مراحل مشخص نباشند، ممکن است مشتری تصور کند طراحی لوگو دو روز طول میکشد، در حالی که طراح برای تحقیق و توسعه کانسپت به یک هفته زمان نیاز دارد. بنابراین مدیریت پروژه از همان ابتدا کمک میکند انتظارات همه افراد با واقعیت پروژه هماهنگ شود.
چه پروژههای طراحی به مدیریت پروژه نیاز دارند؟
تقریباً هر پروژه طراحی که بیش از یک مرحله داشته باشد، به نوعی مدیریت نیاز دارد. برای مثال در طراحی گرافیک:
- طراحی هویت بصری
- طراحی لوگو
- طراحی بستهبندی
- طراحی کمپین تبلیغاتی
- طراحی پست و محتوای شبکههای اجتماعی
- طراحی کاتالوگ
- طراحی وبسایت
- طراحی لندینگ پیج
در حوزه UI/UX نیز پروژههایی مانند طراحی اپلیکیشن، وبسایت، داشبورد مدیریتی، فروشگاه اینترنتی و طراحی محصول دیجیتال معمولاً بدون مدیریت مناسب بسیار سریع پیچیده میشوند.
حتی یک پروژه ظاهراً ساده مثل طراحی یک بنر تبلیغاتی ممکن است چند مرحله داشته باشد: دریافت بریف، طراحی، ارسال برای تأیید، دریافت اصلاحات، نسخه نهایی و خروجی گرفتن در ابعاد مختلف. هرچه تعداد افراد، خروجیها، مراحل و وابستگیها بیشتر شود، اهمیت مدیریت پروژه نیز بیشتر خواهد شد.
اولین مرحله؛ پروژه را قبل از شروع طراحی تعریف کنید
یکی از مهمترین اشتباهات طراحان این است که با دریافت یک پیام مانند «یک سایت برای ما طراحی کن» بلافاصله وارد Figma میشوند. قبل از طراحی باید مشخص شود دقیقاً چه چیزی قرار است طراحی شود. در یک پروژه UI/UX، بهتر است بدانید:
- هدف محصول چیست؟
- کاربر چه کسی است؟
- چه صفحاتی باید طراحی شوند؟
- نسخه موبایل هم نیاز است؟
- آیا Design System وجود دارد؟
- چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد؟
- زمان تحویل چه تاریخی است؟
- چند مرحله بازخورد و اصلاح وجود دارد؟
- خروجی نهایی باید در چه فرمتی تحویل داده شود؟
این اطلاعات همان چیزی است که در بسیاری از پروژهها در قالب Brief یا بریف پروژه جمعآوری میشود. هرچه بریف دقیقتر باشد، احتمال سوءتفاهم در مراحل بعدی کمتر خواهد شد.
پروژه را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید
وقتی یک پروژه را بهصورت یک کار بزرگ ببینید، مدیریت آن دشوار میشود. مثلاً «طراحی اپلیکیشن فروشگاهی» یک وظیفه بسیار بزرگ است. اما اگر آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنیم، مدیریت آن آسانتر میشود:
- مرحله تحقیق: شناخت کاربران، بررسی رقبا و تحلیل نیازها.
- مرحله UX: یک User Flow، معماری اطلاعات و Wireframe.
- مرحله UI: ساخت Design System، طراحی کامپوننتها و صفحات.
- مرحله Prototype: ساخت نمونه تعاملی و آمادهسازی برای تست.
- مرحله بازبینی: دریافت بازخورد و اصلاح طراحی.
- مرحله تحویل: مستندسازی و آمادهسازی فایلها برای توسعه.
حالا هر مرحله را میتوان به تسکهای کوچکتر تبدیل کرد. این کار یکی از مهمترین اصول مدیریت پروژه طراحی UI/UX است.
تفاوت Task و Project را بدانید
یک پروژه ممکن است هفتهها یا ماهها طول بکشد، اما یک Task باید کوچک و قابل انجام باشد. مثلاً:
پروژه: طراحی صفحه فروشگاه
- Task: طراحی Header
- Task: طراحی کارت محصول
- Task: طراحی فیلتر محصولات
- Task: طراحی حالت Empty State
- Task: طراحی حالت Loading
- Task: طراحی نسخه موبایل
این تفکیک باعث میشود بدانید دقیقاً در چه مرحلهای قرار دارید و چه کاری باقی مانده است. همچنین وقتی مدیر یا مشتری از شما میپرسد «پروژه چقدر پیش رفته؟» میتوانید پاسخ دقیقتری ارائه دهید.
کدام تسکهای طراحی بیشتر نیاز به پیگیری دارند؟
همه وظایف اهمیت یکسانی ندارند. بعضی Taskها مستقل هستند، اما بعضی به کار افراد دیگر وابستهاند. برای مثال در یک پروژه UI، طراح ممکن است طراحی صفحه Checkout را انجام داده باشد، اما برای ادامه کار به اطلاعات تیم محصول درباره روشهای پرداخت نیاز داشته باشد. این Task باید حتماً پیگیری شود. تسکهایی که معمولاً نیاز بیشتری به پیگیری دارند شامل موارد زیر هستند:
- تسکهای وابسته به فرد دیگر: مثل دریافت محتوا، عکس، متن یا اطلاعات محصول.
- تسکهای دارای Deadline: هر کاری که تاریخ تحویل مشخص دارد.
- تسکهای منتظر تأیید: طراحیهایی که باید توسط مدیر، مشتری یا Product Owner بررسی شوند.
- تسکهای دارای Blocker: کارهایی که به دلیل یک مشکل متوقف شدهاند.
- تسکهای زنجیرهای: کارهایی که شروع مرحله بعد به پایان مرحله فعلی وابسته است.
برای مثال اگر طراحی UI هنوز تأیید نشده، توسعهدهنده نباید نسخه نهایی را بر اساس همان طراحی پیادهسازی کند.
در یک شرکت چطور پروژه طراحی را پیگیری کنیم؟
وقتی بهعنوان طراح در یک شرکت کار میکنید، مدیریت پروژه فقط مسئولیت شما نیست؛ اما شما باید وضعیت کارهای خودتان را به شکل شفاف پیگیری کنید. بسیاری از تیمها از ابزارهایی مانند Jira، Trello، Asana، ClickUp، Notion یا ابزارهای داخلی شرکت استفاده میکنند.
مهمتر از ابزار، سیستم پیگیری است. فرض کنید یک پروژه طراحی صفحه اصلی سایت دارید. وضعیت تسک میتواند چیزی شبیه این باشد:
Backlog → To Do → In Progress → Review → Revision → Approved → Done
این وضعیتها باعث میشوند همه اعضای تیم بدانند پروژه در چه مرحلهای قرار دارد. مثلاً وقتی تسک در وضعیت Review است، یعنی طراحی توسط طراح انجام شده اما هنوز تأیید نهایی نشده است.
طراح باید چه چیزهایی را خودش پیگیری کند؟
یک طراح حرفهای نباید منتظر بماند تا مدیر پروژه دائماً از او بپرسد: «این کار به کجا رسید؟» بهتر است خودتان وضعیت کارها را کنترل کنید. مثلاً هر روز یا در ابتدای روز کاری بررسی کنید:
- چه کارهایی امروز باید انجام شود؟
- کدام کار Deadline نزدیکتری دارد؟
- کدام Task منتظر فرد دیگری است؟
- آیا بازخورد جدیدی دریافت شده؟
- آیا پروژهای Block شده؟
- چه چیزی باید تا پایان امروز تحویل شود؟
این عادت ساده باعث میشود کنترل بیشتری روی کار خود داشته باشید.
مدیریت پروژه فقط مدیریت زمان نیست
یکی از تصورات اشتباه درباره مدیریت پروژه این است که فکر کنیم فقط باید یک تقویم داشته باشیم و زمان انجام هر Task را مشخص کنیم. در پروژههای طراحی، مدیریت ارتباطات نیز اهمیت زیادی دارد. ممکن است طراحی یک صفحه فقط سه ساعت زمان ببرد، اما اگر ارتباط با مشتری، جلسات، دریافت بازخورد و اصلاحات را در نظر نگیرید، پروژه در نهایت دو هفته طول بکشد. به همین دلیل، زمان ارتباط و بازخورد را هم باید بخشی از پروژه در نظر بگیرید.
از نظر شخصیتی، یک طراح برای مدیریت پروژه به چه مهارتهایی نیاز دارد؟
مدیریت پروژه فقط یک مهارت نرمافزاری نیست. شخصیت و رفتار حرفهای طراح نیز تأثیر زیادی دارد. یکی از مهمترین ویژگیها مسئولیتپذیری است. اگر میدانید پروژه به دلیل یک مشکل عقب افتاده، بهتر است زودتر اطلاع دهید، نه اینکه تا روز Deadline صبر کنید. ویژگی مهم دیگر شفاف صحبت کردن است. اگر طراحی در زمان مشخص آماده نمیشود، باید دلیل و زمان جدید را واضح بیان کنید.
مثلاً به جای: «احتمالاً یکم دیرتر آماده میشه.»
بگویید: «برای تکمیل نسخه موبایل به دو روز کاری بیشتر نیاز دارم. نسخه دسکتاپ امروز تحویل میشود و نسخه موبایل تا چهارشنبه آماده خواهد شد.»
این نوع ارتباط بسیار حرفهایتر است.
بازخورد مشتری را هم باید مدیریت کرد
یکی از بخشهای چالشبرانگیز پروژههای طراحی، Feedback است. مشتری ممکن است بگوید: «این قسمت رو دوست ندارم.»
این بازخورد برای طراح چندان قابل استفاده نیست. در چنین شرایطی باید سؤال دقیقتری بپرسید:
«کدام بخش برای شما مناسب نیست؟ رنگ، ترکیببندی، سبک بصری یا ارتباط آن با برند؟»
هدف این است که بازخورد کلی را به Task قابل اجرا تبدیل کنید.
مثلاً: «رنگ اصلی خیلی تیره است.»
میتواند تبدیل شود به: بررسی نسخه روشنتر رنگ اصلی و ارائه دو گزینه جایگزین.
این تغییر بسیار مهم است، چون بازخورد مبهم را به یک کار مشخص تبدیل میکند.
اصلاحات را بدون سیستم مدیریت نکنید
یکی از مشکلات رایج پروژههای طراحی این است که اصلاحات از طریق پیامهای مختلف ارسال میشوند. یک اصلاح در واتساپ، یکی در ایمیل، یکی در جلسه و یکی در کامنت Figma. بعد از چند روز دیگر مشخص نیست کدام اصلاح انجام شده و کدام مورد باقی مانده است. بهتر است بازخوردها در یک محل مشخص جمعآوری شوند. برای مثال:
- تغییر رنگ Button
- اصلاح فاصله Header
- تغییر تصویر Hero
- اصلاح متن CTA
بعد از انجام هر مورد، وضعیت آن تغییر کند. این کار احتمال فراموش شدن Feedback را بسیار کاهش میدهد.
برای هر پروژه Deadline واقعی تعیین کنید
Deadline نباید فقط تاریخ نهایی پروژه باشد. اگر پروژه ۱۰ روز زمان دارد، بهتر است چند Milestone داشته باشید. مثلاً:
- روز ۱ تا ۲: تحقیق
- روز ۳ تا ۴: Wireframe
- روز ۵ تا ۷: UI Design
- روز ۸: بازبینی
- روز ۹: اصلاحات
- روز ۱۰: تحویل
این روش باعث میشود اگر در روز چهارم متوجه شدید پروژه عقب است، هنوز زمان کافی برای جبران داشته باشید. اما اگر فقط Deadline نهایی را داشته باشید، ممکن است روز نهم تازه متوجه شوید که بخش بزرگی از پروژه انجام نشده است.
همیشه برای پروژه زمان ذخیره در نظر بگیرید
در دنیای واقعی تقریباً همیشه اتفاقات غیرمنتظره رخ میدهند. مشتری دیر پاسخ میدهد. فایل موردنیاز آماده نیست. جلسه تغییر میکند. یک بخش از طراحی نیاز به بازنگری دارد. یا حتی ممکن است خودتان در تخمین زمان اشتباه کرده باشید. بنابراین بهتر است تمام زمان موجود را به کارهای اصلی اختصاص ندهید. اگر فکر میکنید یک طراحی چهار روز طول میکشد، تحویل را دقیقاً برای پایان روز چهارم برنامهریزی نکنید. وجود یک Buffer یا زمان ذخیره میتواند فشار پروژه را بسیار کاهش دهد.
بعد از تمام شدن طراحی چه کار کنیم؟
یکی از اشتباهات طراحان این است که بعد از اتمام طراحی تصور میکنند پروژه تمام شده است. در حالی که بخش مهمی از کار هنوز باقی مانده است. در پروژه UI/UX، قبل از تحویل نهایی باید مطمئن شوید: تمام صفحات طراحی شدهاند، حالتهای مختلف بررسی شدهاند، Responsive Design آماده است، Componentها منظم هستند، نامگذاری لایهها مشخص است، فایل Figma مرتب است، Prototype در صورت نیاز آماده است، کامپوننتهای اصلی مشخص شدهاند، Assetها آماده تحویل هستند، نسخه نهایی تأیید شده است، این مرحله را میتوان Design Handoff نامید.
Design Handoff چیست؟
Design Handoff فرایندی است که طی آن طراحی از تیم طراحی به تیم توسعه منتقل میشود. فرض کنید شما طراحی یک صفحه فروشگاه را انجام دادهاید. کار شما فقط ارسال لینک Figma نیست.
توسعهدهنده باید بداند: ابعاد عناصر چیست؟ فاصلهها چقدر هستند؟ Fontها کداماند؟ رنگها چه مقادیری دارند؟ رفتار Button در حالت Hover چیست؟ در موبایل چه اتفاقی میافتد؟ اگر محصول در حالت Empty باشد چه چیزی نمایش داده میشود؟ اگر خطایی رخ دهد چه اتفاقی میافتد؟ هرچه این اطلاعات واضحتر باشند، فاصله بین طراحی و اجرای واقعی کمتر میشود.
بعد از اجرای طراحی، کار طراح تمام نشده است
در پروژههای واقعی، یکی از مهمترین مراحل بعد از طراحی، بررسی اجرای واقعی است. فرض کنید یک طراح UI صفحه Checkout را در Figma طراحی کرده است. توسعهدهنده آن را پیادهسازی میکند، اما در نسخه واقعی فاصلهها، فونت یا اندازه برخی عناصر با طراحی تفاوت دارد. طراح باید نسخه اجراشده را بررسی کند. این مرحله معمولاً با عنوانهایی مانند Design QA یا Visual QA شناخته میشود. در این مرحله طراح باید طراحی و محصول واقعی را با یکدیگر مقایسه کند و موارد اختلاف را ثبت کند.
مثلاً:
- فاصله Header در نسخه توسعهیافته ۸px کمتر است.
- Font Weight دکمه با Design System مطابقت ندارد.
- نسخه موبایل Card با طراحی متفاوت است.
این موارد باید به شکل Task ثبت و پیگیری شوند.
بعد از تحویل پروژه، نتیجه را بررسی کنید
پروژه زمانی واقعاً موفق است که به هدف خود رسیده باشد. فرض کنید یک Landing Page طراحی کردهاید. هدف آن افزایش ثبتنام کاربران بوده است. بعد از انتشار، فقط نباید بگویید: «طراحی خوب اجرا شد.» باید بررسی کنید:
- آیا نرخ ثبتنام افزایش پیدا کرده؟
- کاربران روی CTA کلیک میکنند؟
- کدام بخش صفحه بیشتر دیده میشود؟
- کاربران در کدام مرحله خارج میشوند؟
- آیا نسخه موبایل عملکرد مناسبی دارد؟
این اطلاعات میتوانند به شما کمک کنند نسخه بعدی طراحی را بهتر کنید. در پروژههای گرافیکی نیز میتوان نتیجه کمپین، میزان تعامل کاربران یا بازخورد مخاطبان را بررسی کرد.
پروژه را بعد از اتمام مستندسازی کنید
یک پروژه تمامشده منبع بسیار خوبی برای یادگیری است. بعد از پروژه چند سؤال از خودتان بپرسید: چه چیزی خوب پیش رفت؟ کجا زمان بیشتری از انتظار صرف شد؟ کدام مرحله باعث دوبارهکاری شد؟ کدام بازخورد میتوانست زودتر دریافت شود؟ چه چیزی را در پروژه بعدی تغییر میدهم؟ فرض کنید در پروژه UI متوجه شدید که بخش زیادی از اصلاحات به دلیل نبود Design System اتفاق افتاده است. این نتیجه باید برای پروژه بعدی ثبت شود. شاید پروژه بعدی را با ساخت یک Design System کوچک شروع کنید. این یعنی هر پروژه به تجربه حرفهای شما اضافه میشود.
یک مثال کامل؛ مدیریت پروژه طراحی رابط کاربری یک اپلیکیشن
فرض کنید یک شرکت از شما میخواهد رابط کاربری یک اپلیکیشن آموزشی را طراحی کنید.
در مرحله اول، Brief را دریافت میکنید و مشخص میشود که اپلیکیشن شامل صفحه ورود، صفحه اصلی، لیست دورهها، صفحه دوره، پخش ویدئو و پروفایل کاربر است. حالا پروژه را به چند مرحله تقسیم میکنید.
در مرحله اول، User Flow و ساختار صفحات مشخص میشود. بعد Wireframe طراحی میشود. پس از تأیید Wireframe، طراحی UI شروع میشود. ابتدا Typography، رنگها، Buttonها، Inputها و سایر Componentهای اصلی طراحی میشوند. سپس صفحات اصلی ساخته میشوند. بعد نسخه موبایل بررسی میشود. در مرحله بعد Prototype ایجاد و برای بازبینی ارسال میشود. Feedbackها ثبت و دستهبندی میشوند. پس از اصلاحات، نسخه نهایی تأیید میشود. در مرحله Handoff، فایل Figma مرتب و مستندات آماده میشوند. توسعهدهنده شروع به پیادهسازی میکند. پس از اجرا، طراح نسخه واقعی را بررسی میکند و اختلافها را بهعنوان Bug یا Design Issue ثبت میکند. در نهایت محصول منتشر میشود و دادههای واقعی برای بررسی نتیجه طراحی مورد استفاده قرار میگیرند.
این یک نمونه از مدیریت پروژه طراحی از ایده تا اجرا است.
یک مثال از طراحی گرافیک؛ پروژه هویت بصری
فرض کنید یک برند جدید برای طراحی هویت بصری به وال دیزاین مراجعه کرده است. پروژه را میتوان اینطور مدیریت کرد: ابتدا اطلاعات برند و مخاطب هدف دریافت میشود. سپس تحقیق و Moodboard انجام میشود. بعد چند مسیر بصری برای Logo و Identity ایجاد میشود. یکی از مسیرها با تأیید مشتری انتخاب میشود. نسخههای مختلف لوگو توسعه داده میشوند. رنگها و Typography مشخص میشوند. سپس کاربردهای هویت بصری مانند کارت ویزیت، بستهبندی یا شبکههای اجتماعی طراحی میشوند. در پایان Brand Guideline یا Brand Book آماده میشود. فایلهای خروجی در فرمتهای موردنیاز آماده و تحویل داده میشوند. اگر مدیریت پروژه وجود نداشته باشد، ممکن است مشتری در هر مرحله دوباره به ایدههای قبلی برگردد و پروژه هفتهها طولانیتر شود. اما با مشخص بودن مراحل و نقاط تأیید، مسیر پروژه کنترلشدهتر خواهد بود.
مدیریت پروژه به معنی خشک و غیرخلاق بودن نیست
گاهی طراحان تصور میکنند مدیریت پروژه باعث میشود فرایند طراحی خشک و محدود شود. در حالی که برعکس، مدیریت خوب میتواند فضای بیشتری برای خلاقیت ایجاد کند. وقتی بدانید چه چیزی باید انجام شود، چه زمانی باید تحویل شود و چه محدودیتهایی دارید، ذهن شما کمتر درگیر مسائل مدیریتی میشود و تمرکز بیشتری روی حل مسئله طراحی خواهید داشت. مدیریت پروژه قرار نیست خلاقیت را کنترل کند؛ قرار است بینظمی را کنترل کند.
جمعبندی؛ یک طراح حرفهای فقط طراحی نمیکند
طراح حرفهای فقط کسی نیست که بتواند یک UI زیبا یا یک پوستر جذاب طراحی کند. وقتی وارد پروژههای واقعی میشوید، باید بتوانید با زمان، بازخورد، محدودیت، مشتری، مدیر، توسعهدهنده و اعضای تیم نیز کار کنید.
مدیریت پروژه به شما کمک میکند از یک طراح صرفاً اجرایی به یک طراح حرفهای و قابل اعتماد تبدیل شوید.
برای مدیریت بهتر پروژههای طراحی، از همان ابتدای کار هدف پروژه و خروجی مورد انتظار را مشخص کنید. پروژه را به مراحل و Taskهای کوچک تقسیم کنید، Deadline و Milestone داشته باشید، کارهای وابسته را پیگیری کنید و بازخوردها را در یک محل مشخص ثبت کنید. بعد از پایان طراحی نیز کار را تمامشده فرض نکنید. فایلها را مرتب کنید، Design Handoff را انجام دهید، اجرای واقعی را بررسی کنید و در نهایت نتیجه پروژه را ارزیابی کنید. مهمتر از همه، از هر پروژه چیزی یاد بگیرید. اگر پروژهای سه روز دیرتر تمام شد، فقط آن را یک تجربه بد تلقی نکنید. بررسی کنید چرا دیر شد. اگر مشتری اصلاحات زیادی داشت، ببینید کدام مرحله میتوانست جلوی این اصلاحات را بگیرد. اگر توسعهدهنده نتوانست بخشی از طراحی را درست اجرا کند، ببینید چه چیزی در Handoff کم بوده است.
به این ترتیب، مدیریت پروژه فقط باعث نمیشود پروژه فعلی بهتر پیش برود؛ بلکه پروژه بعدی شما را نیز حرفهایتر میکند. در نهایت، هدف مدیریت پروژه طراحی این نیست که همه چیز دقیقاً طبق یک برنامه ثابت پیش برود. هدف این است که وقتی چیزی تغییر کرد، بدانید چه چیزی تغییر کرده، چه اثری روی پروژه دارد و قدم بعدی چیست.
سوالات متداول
آیا طراح گرافیک باید مدیریت پروژه بلد باشد؟
بله. حتی اگر مدیر پروژه نباشید، باید بتوانید زمان، Taskها، Deadline، بازخورد و تحویل پروژههای خودتان را مدیریت کنید. این مهارت در پروژههای فریلنسری و کار تیمی اهمیت زیادی دارد.
آیا مدیریت پروژه فقط برای پروژههای بزرگ طراحی لازم است؟
خیر. حتی یک پروژه کوچک طراحی گرافیک نیز ممکن است چند مرحله و چند بار بازبینی داشته باشد. هرچه پروژه پیچیدهتر و تعداد افراد درگیر بیشتر باشد، نیاز به مدیریت پروژه بیشتر میشود.
بهترین روش پیگیری پروژه طراحی چیست؟
بهترین روش به تیم و نوع پروژه بستگی دارد، اما داشتن یک سیستم مشخص برای Taskها، وضعیت پروژه، Deadline، مسئول هر کار و بازخوردها اهمیت بیشتری از خود ابزار دارد.
بعد از تحویل طراحی UI چه کاری باید انجام دهیم؟
پس از تأیید طراحی باید فایلها را برای توسعه آماده کنید، Design Handoff انجام دهید و پس از پیادهسازی نیز نسخه واقعی را با طراحی مقایسه کنید. این مرحله برای پیدا کردن اختلافهای طراحی و اجرا اهمیت زیادی دارد.
اگر پروژه طراحی عقب افتاد چه کار کنیم؟
اول دلیل تأخیر را مشخص کنید. سپس ببینید آیا مشکل از تخمین زمان، وابستگی به فرد دیگر، تغییر Scope یا تعداد زیاد اصلاحات بوده است. موضوع را سریع و شفاف با افراد مرتبط مطرح کنید و یک زمانبندی جدید و واقعبینانه ارائه دهید.